صفى الدين محمد طارمى

144

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و الدرجة الثالثة : الزهد في الزهد . و هو بثلاثة أشياء : باستحقار ما زهدت فيه ، و استواء الحالات عندك ، و الذهاب عن شهود الاكتساب ناظرا إلى وادي الحقائق . به درستى كه اعتبار مىكند زاهد زهد را از براى چيزى كه در قلب اوست ، از ميل كردن به سوى دنيا و استعظام طيّبات اخرويه . پس ترك مىكند چيزى را كه متعلّق است به او قلب او از متاع دنيا ، از براى استعظام چيزى كه عوض خواسته است او را از متاع دنيا . پس هرگاه متحقّق شود به عظمت حق‌ّتعالى به نور تجلّى ، استحقار مىكند در جنب آن عظمت آخرت و ما فيها را - چه جاى از دنياى فانى - پس مىباشد دنيا حقيرتر نزد او از آنكه زهد كند در او از جهت نظر كردن او به سوى دنيا به نظر فنا ، بلكه به سوى آخرتى كه ترك كرده است دنيا را از جهت او . پس مساوى است نزد او فقر و غنا ، همچنان‌كه گفته است فاروق « 1 » كه : « الفقر و الغنى مطيّتان لا ابالي أيّهما أمتطي » ، و باقى نمىماند در قلب او رغبت در دنيا ، و نه زهد و نه ميل و نه ترك و نه حبّ دنيا و نه بغض او ، و التفات نمىكند به وجود او ، [ و ] نه [ به ] عدمش . مىرود و مرتفع مىشود از شهود اكتساب از براى شهود فناى افعال در افعال حق‌ّتعالى ؛ پس نمىبيند مؤثّرى مگر خداى تعالى - و هرچند كه ظاهر مىشود كسب بر دست او و دست غير او - بلكه نمىبيند از براى دنيا و ما فيها وجودى كه متعلّق باشد به او كسب ، از جهت نظر كردن به شهود حقيقت و صفات او ؛ پس چگونه زهد مىكند در لا شىء ؟ و كيست او تا زهد كند ؟ و چيست معنى زهد او و ساير مقامات او در شهود او ؟ پس رغبت نمىكند در غير مشهود خود . پس اين است حقيقت زهد در زهد .

--> ( 1 ) . اصل : + رضى اللّه عنه .